عشق، خوب دیدن است؛ خوب چشیدن؛ خوب بوییدن؛ خوب زمزمه کردن؛ و خوب لمس کردن. عشق، مجموعهای از تجربههای زندهی دائم طاهرانه است؛ و این همه نه فقط تعریف عشق است که تعریف زندگی هم هست....و از اینجاست که ح
چند شب قبل به رفیقی گفتم گاهی از تمام مردها بدم میاد... همین حسو دیروز درمورد خودمونم داشتم(خودمون=دخترها)... دیروز به اجبار! مجبور بودم چرندیات دو سه نفر که تو اتاق حرف میزدن رو بشنوم . چرندیاتی در
هنوزم وقتی ی جفت کفش قهوه ای مردونه جلو در میبینم دلم یهو میریزه پایین...خم میشم ،جفتشون میکنم درست مثل قدیما...خوشم میاد حتی برای چند لحظه فکر کنم که نرفتی ، هستی وتمام این سالها همش خواب بوده...